مصطفى محقق داماد

114

مباحثى از اصول فقه ( فارسى )

ضمن انتقاد از مكتب اخباريگرى آن را متاثّر از موج فلسفهء حسّى در اروپا مىدانستند . امّا بايد توجّه داشت كه ملّا امين استرآبادى يك قرن پيش از « جان لاك » متوفّاى سنه 1704 ميلادى و « ديويد هيوم » متوفّاى سنهء 1776 ميلادى كه فلسفه حسّى را در اروپا رونق دادند مىزيسته است . استرآبادى در سال 1023 هجرى قمرى وفات يافته است كه مىتوان او را معاصر « فرانسيس بيكن » متوفّاى سنه 1624 ميلادى دانست ، و در اصل فرانسيس بيكن بنيان‌گذار مكتب حسّى مىباشد . به‌هرحال قدر مسلّم اين است كه يك نوع تقارن و نزديكى كامل بين اين دو طرز تفكّر احساس مىشود . و جالب اين است كه همان نتائجى كه حركت احساس‌گرايى در فلسفه اروپا از خود بجاى نهاد ، عينا ره‌آورد حركت اخباريگرى در تاريخ فرهنگ اسلامى است . زيرا كه نتيجه فلسفهء حسّى ، ويران شدن استدلال‌هاى عقلى و نزولى شدن سير براهين منطقى و نهايتا كنار گذاشتن علوم عقلى و فلسفه متافيزيك بوده است . كما اينكه از آثار تفكّر اخباريگرى نيز اين بود كه استدلالهاى عقلى بر وجود خدا كه توسّط حكما و فلاسفه و متكلّمين و ساير دانشمندان اسلامى انجام مىگرفت بىنتيجه و حتى غير مجاز اعلام شد . امّا تفاوتى كه در اين ميان است ، اينكه رواج اين مكاتب در اروپا منجر به الحاد شد ولى از آنجا كه انديشه اخباريون انگيزه دينى داشت هيچ‌گاه معارضه آنها با عقل بخاطر گرايش به سوى علوم طبيعى و دانش تجربى نبود بلكه آنان اساس تفكّر خود را دفاع از اصالت شرع مىپنداشتند ؛ و به عبارت ديگر به خاطر حراست از آورده‌هاى وحى و هراس از گسترش ميدان انديشه و